السيد حامد النقوي
390
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
تا ذو اليد پير باشد و اطاعت لازم شود أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ [ 1 ] سر اين معنى است ، و يد بمعنى ملك يعنى خود را بر دست پير فروختم تا هر نعمت و دولت كه ترا رسد از پير تصور كنى و هر چه در ملك تو آيد از پير دانى ، و از فرزندان او دريغ ندارى ، العبد و ما في يده ملك لمولاه « من كنت مولاه ، فهذا علي مولاه » شاهد اين حال ] - انتهى . از اين عبارت ظاهر مىشود كه حديث غدير دليل است بر آنكه جناب أمير المؤمنين عليه السّلام مالك واجب الاطاعه بوده . و نيز در « هداية السعداء » گفته : [ بدانكه چون مصطفى صلى اللَّه عليه و سلم به محل خوندكار است ، و علي ولي نيز بجاى خوندكار از آنكه استاد شريعت و مرشد طريقت است ، « من كنت مولاه ، فعلي مولاه » شاهدى صادق است ] - انتهى . از اين عبارت ثابت ثابت مىشود كه حديث غدير دليل است بر آنكه جناب أمير المؤمنين عليه السّلام مثل جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله استاد شريعت و مرشد طريقت و به محل خوندكار يعنى صاحب الامر و صاحب فرمان لازم الاطاعه بوده ، و هذا هو المطلوب . و سابقا دريافتى كه شهاب الدين أحمد كه از اكابر ائمهء سنيه است ، ارادهء معنى « سيد » را از لفظ « مولى » ترجيح داده كه آن را اولا از بعض اهل علم نقل كرده ، و بعد آن گفته كه تصدير اين قول بقول آن حضرت : « أ لستم تعلمون اني أولى بالمؤمنين » تأييد اين قول ، يعنى قول بعض اهل علم كه « مولى » را به « سيد » تفسير كرده ، مىنمايد .
--> [ 1 ] النساء : 59 .